ابتدا عرض معذرت از غیبتی چند ماهه که بی خبر رفتم و مثل آدمای بی معرفت خبری هم از من نشد و کامنتی هم ندادم. هر دلیلی هم که بیارم؛ تنها توجیهی خواهد بود که عذر بدتر از گناه به حساب میاد. بنابراین خودتون به بزرگواریتون ببخشین.

سال 85 داره به آخر می رسه. سالی که واسه من با کنکور شروع شد و با کنکور هم تموم شد. چون اول سال دلم با دغدغه نتایج کنکور شروع شد و قبول نشدم و آخر سال هم دوباره کنکور دادم. تمام این شش ماه هم درگیر همین کنکور بودم (تمام وقت).

سال 85 یه اهمیت دیگه ای هم واسم داشت. اونم تموم شدن درسم بود که خرداد درسم تموم شد و بهمن هم پایان نامه رو دفاع کردم (نمره 19 هم تواین درس گرفتم). خب با تموم شدن سال 85 یه دوره از زندگی من به پایان رسید، دوره ای مثل ادوار گذشته زندگی که دیگه هیچ وقت تکرار نخواهد شد. اونم دوران دانشجویی و جوونی بود که طعم خوش بی خیال بودن و سرگرم بودن رو از دوره های گذشته به همراه داشت و شاید همینجا این طعم هم تموم بشه و سال 86 با این طعم ادامه پیدا نکنه.

فکر می کنم سال 86 هم برای من خیلی مهم باشه، همونجوری که سال 85 پایان یه دوره ای از زندگی بود، سال 86 آغاز دوره ای جدید  از زندگیم خواهد بود. من متولد سال خوک هستم (62) و الان دو دور کامل از این دورهای دوازده ساله طی شد و دوباره سال خوک شد و من 24 ساله خواهم شد. با آغاز دوره سوم شاید زندگی واقعی در انتظارم خواهد بود. و مطمئنا این دوره با سربازی شروع میشه، امیدوارم که این سال، سال خوبی باشه، هم برای من و هم برای شما.

خب این چیزایی بود که برای من اتفاق افتاده یا اگه عمری باقی باشه، اتفاق خواهد افتاد. ولی دور و برم هم امسال اتفاقات زیادی افتاد. اتفاقاتی که شاید انتظارشون رو داشتیم و شاید هم منتظرشون نبود. شاید تو پست بعدی اونا رو هم لیست کنم.