دیشب رفتم مثلا جشنواره موسیقی. جشنواره ای که تو بروشور نوشته بود 6 گره سنتی می سازن ولی تنها یک گروه اجرا شد.ولی اون گروه بد نبود. استاد کیوان ساکت اومد و سه تار خوبی نواخت و امیر تفتی هم خوب خوند. در کل بد نبود. واقعا به ساکت میگن پنجه طلایی بیراه نگفتن.

 

هفته دیگه هفته آخر دانشگاس و من بالاخره دانشگام تموم میشه. موضوع پروژه پایان نامه ام تایید شد (ERP) .  ولی این هفته باید واسه همه درسام پروژه تحویل بدم.تولید(برنامه ریزی تولید کارخانه نساجی)، طراحی ایجاد صنایع (طرح کارخانه رتیواتور)، کاربرد کامپیوتر(طراحی بانک اطلاعاتی کتابفروشی با اکسس)، تربیت بدنی(ورزش در صنعت)، کارگاه جوشکاری(جوشکاری فراصوت)...فقط تنظیم خانواده  مونده پروژه  بدن. حالا فک کنین می خوام این همه پروژه انجام بدم، اردوهامو برم، جشن برم و ...

 

پی نوشت: کاکتوس جان چطوری. خوبی

 

 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
 يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
 ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
 همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
 تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي دردامن اندوه كشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
 نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم