آرامش بعد از طوفان
دلم براي كسي تنگ است
كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
كه همچو كودك معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من مي كرد
حمید مصدق
خب، خیلی وقت بود که آپ نکردم. حالا علتش بماند واسه یه وقت دیگه که مفصلا تعریف کنم. وقت نشد که قهرمانی ایتالیا رو تبریک بگم، ولی خداییش چقدر اتفاق افتاد تو این مدت ها!!تو همین مدت لبنان نابود شد . ولی من که از این اوقات فراغت به نحو احسن استفاده کردم، تا اونجا که تونستم فیلم دیدم ( روزی یکی دوتا) هم ایرانی هم خارجی (قابل توجه فافا)، خوردم و خوابیدم. شب تا دو سه بیدار بودم و صبح تا ده یازده خواب. به هر حال اگر چه حال داد ولی باید دوباره این عادتو عوض کنم و به عادت قبلم هر چه زودتر برگردم. یه ماشین نو هم خریدیم، اگر چه هنوز پلاکش نیومده.
تلویزیون که لاکردار فیلمی نداره، نه به وقتی که مدرسه ها باز بود ودرس داشتیم ، سینما یک و سینما 4 و صد فیلم همشون فیلمای خوب میذاشتن نه به حالا که هیچ کدومشون فیلم پخش نمی کنن. ولی این فیلم نرگس فیلم قشنگیه، همشون خوب بازی کردن، از حسن پورشیرازی گرفته تا زهره و نسرین و بهروز. خداییش این زهره خیلی بدجنسه. پوپک گلدره هم که هر شب براش یه فاتحه می فرستیم واقعا بازیگر خوبی بود و حیف شد که رفت.
آدم چن وقت که چیزی ننویسه نوشتن یادش میره، منم همینجور شدم ، واسه همین الباقی واسه پست بعد.