1- این هفته عروسی یکی از دوستام بود، من هم دعوت، خیلی باحال بود، یکی عروسی رسمی و یکی هم غیر رسمی گرفت، غیر رسمیش خیلی باحال بود، مراسم تو یه باغ بود،  تمام بچه های محل دعوت بودن ، بعد از چن ماه خوب همو دیدیم. از 7 تا 12 شب هم فقط بزن و بکوب و برقص. رقص عربی و بابا کرم و خارجی. همه هم رقصیدن. خودشون چن تا مجلس گرم کن و رقاص هم آورده بودن که نمی ذاشتن یه لحظه کسی بیکار بمونه. خلاصه بعد از مدتی تنوعی بود و خوش گذشت.

 

 

 

3- زیر آسمون خوابیدن واقعا حال میده، مخصوصا تو این کویر، از بچگی روی بوم یا تو حیاط (خروجی) می خوابم، واقعا دراز کشیدن و نگاه کردن به این همه ستاره جالبه ، یه خاصیت هم داره این زیر ستاره ها خوابیدن، اونم این که آدم این موقع خیلی آرزو می کنه، یادم نمیره بچگی چقدر زیر همین آسمون آرزوهایی کردم و حالا چی شدم. البته خاصیت دیگه هم این که وقتی آدم غصه داره، همش به همین غصه ها فکر میکنه.

 

4- تیم ملی دیگه خیلی درپیت شده ، تیمی که فکری کاپیتانش باشه و قلعه نوعی هم مربیش دیگه چه انتظاری میشه ازش داشت. اصلا ورزشی که علی آبادی رییسش .... آخ دلم خنک می شه این AFC تیم ایران رو معلق کنه.

 

لینک:

1- حسنک کجایی : شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.... ادامه دارد...